انسانها بعداز جدایی چه احساساتی داراهستند؟ اندوه و غصه یا این که ادب و راحتی؟
فورا پس از طلاق، برای بیشتر اشخاص، یک زمانی ناهم خوانی، دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید پیدا می گردد. تضادومغایرت از این جهت که شخصِ جداییگرفته، شک دارااست کاری که اجرا داده صحیح بوده و اینکه آیا میتوانسته شغل بهتری اجرا دهد یا این که خیر. دوگانگی عاطفی هم بدین ترتیب میباشد که شخص در عین حالا که از همسر دیرین بهترین مشاور ازدواج مشهد خوشش نمیآید، همزمان نسبت به وی حس مثبتی هم دارااست؛ زیرا ممکن میباشد برخی از جنبههای وجود اورا که در قبل دوست داشته، هنوز هم دوست داشته باشد. تغییرات خلقی شدید هم بدین شکل میباشد که بعضی وقت ها، شخص حس تاسف مینماید؛ زیرا فکرمیکند میتوانسته خوب اخلاق و رفتار نماید، یا این که حس رودربایستی در وی به وجود میاید؛ چرا که در یکیاز ارگان های اساسی اجتماعی که تزویج و تشکیل خانواده میباشد، ناکامی خورده میباشد. افسردگی هم درین زمانه خیلی شایع میباشد؛ زیرا شخص نمیداند چه وضعیتی معطل اوست. مجموعاَ در عصری بعداز جدایی، خشم و تاسف و عشق و علاقه و کینه دوزی در هم میآمیزند. اما ممکن میباشد برخی اوقات، شخص شم راحتی نماید؛ زیرا میپندارد دیگر فشارها آحاد گردیده؛ البته خوف از آتیی نامعلوم، این شم راحتی موقت را از در بین میبرد. درین زمانه، اشخاص با یاداوریهای مکرر پیشین و نظارت ارتباطی ازهمگسیختهی خودشان، در گیر مشکل تمرکز میشوند و نمیتوانند به هیچچیزی طبیعتا پندار نمایند. آن ها در مجموع با عاطفه ها سختیآور و منفی روبهرو می باشند ـ چه اشخاصی که خودشان مایل به طلاق بودهاند (مثل جدایی توافقی) و چه اشخاصی که مایل نبودهاند.
و چه چیزهایی این احساسات منفی را تشدید مینماید؟
مسایل اجتماعی، عرفی و رسمی؛ برای مثال موضوعات مالی که اکثر زمان ها پس از جدایی نیز زن و مرد را به هم مربوط مینماید و منجر تولید تنش می شود. این قضیه بهخصوص در مرز و بوم ما، بهعامل وجود مهریه خیلی متداول میباشد؛ زیرا مهریه در اولِ وصلت با این فرض گزینش میشود که قرار وجود ندارد هیچوقت پرداخت گردد، البته موقع جدایی مشخص و معلوم می گردد که مورد بدون شوخی میباشد. به همین ادله، برخی خانمها برای به چنگ آوردن مهریهشان از رویه رسمی وارد می شوند و برای مثال همسرشان را به زندان میاندازند و خلاصه کشمکشهایی ساختوساز میگردد که به ایرادات طلاق اضافه مینماید، یا این که از جمله قضیه حفظ از فرزندان- در حالتیکه فرزندی وجود داشته باشد- معمولا دردسرساز میباشد. از طرف دیگر، اشخاص پس از طلاق ناچار میگردند برای جداییشان قصه ابتکار عمل نمایند تا هم خودشان و هم اطرافیانشان را قانع نمایند. ولی به عبارتیطور که میدانید، چیزی به اسم سازوکارهای دفاعی کم عقل وجود دارااست که هنگامی بشر شم مینماید تمامیت شخصیتیاش ارعاب گردیده، فعال میشود. یک کدام از اینها فرافکنی میباشد. در فرافکنی، شخص برای غلبه بر احساسات منفی نسبت به خودش، به فرار و گریز از حقیقت هواخواهی میبرد و مسایل خودش را به سایر افراد و فضا گوشه و کنار نسبت می دهد؛ به عنوان مثال در صورتی خودش با اخلاق و رفتار نامناسب موجب طلاق گردیده، پندار و تیتر مینماید کهاین طرف مقابل بوده که با رفتارهای بد سبب ساز جدایی گردیدهاست.
آیا دراین زمان احتمال داراست که شخص به ممکن میباشد بعضا از جنبههای وجود اورا که در پیشین دوست داشته، هنوز هم دوست داشته باشد. تغییرات خلقی شدید هم بهاین شکل میباشد که گه گاه، شخص شم تاسف مینماید؛ زیرا فکرمیکند میتوانسته عالی خوی نماید، یا این که شم رودربایسی در وی به وجود می آید؛ چرا که در یکیاز سازمانهای اساسی اجتماعی که تزویج و تشکیل خانواده میباشد، باخت خورده میباشد. افسردگی هم درین روزگار خیلی شایع میباشد؛ زیرا شخص نمیداند چه وضعیتی معطل اوست. در کل در زمانی بعداز جدایی، خشم و تاسف و علاقه و کینه توزی در هم میآمیزند. اما ممکن میباشد گاهی اوقات، شخص حس راحتی نماید؛ زیرا می پندارد دیگر فشارها کل گردیده؛ البته خوف از بعدیی نامعلوم، این حس راحتی موقت را از دربین میبرد. دراین زمان، اشخاص با تذکرهای مکرر قبل و تحقیق ارتباطی ازهمگسیختهی خودشان، مبتلا نقص تمرکز می گردند و نمیتوانند به هیچچیزی طبیعتا اندیشه نمایند. آنان به صورت کلی با عاطفه ها سختیآور و منفی روبهرو میباشند ـ چه عده ای که خودشان مایل به طلاق بودهاند (مثل جدایی توافقی) و چه افرادی که مایل نبودهاند.
چه چیزهایی این احساسات منفی را تشدید مینماید؟
مسایل اجتماعی، عرفی و رسمی؛ به عنوان مثال موضوعات مالی که اکثر زمان ها بعداز جدایی نیز زن و مرد را به هم مربوط مینماید و سبب ساز تولید تنش میشود. این قضیه بهخصوص در میهن ما، بهاستدلال وجود مهریه خیلی متداول میباشد؛ زیرا مهریه در اولِ تزویج با این فرض انتخاب می گردد که قرار وجود ندارد هیچوقت پرداخت خواهد شد، ولی موقع جدایی معین میگردد که موضوع دورازشوخی میباشد. به همین ادله، برخی خانمها برای دریافت کردن مهریهشان از راه و روش رسمی وارد میشوند و از جمله همسرشان را به زندان میاندازند و خلاصه کشمکشهایی تولید میگردد که به خطاها طلاق اضافه مینماید، یا این که از جمله زمینه حفظ از فرزندان- درصورتیکه فرزندی وجود داشته باشد- معمولا دردسرساز میباشد. از طرف دیگر، اشخاص بعداز طلاق بدون چاره میگردند برای جداییشان روایت نوآوری نمایند تا هم خودشان و هم اطرافیانشان را قانع نمایند. ولی به عبارتیطور که میدانید، چیزی به اسم سازوکارهای دفاعی کم عقل وجود دارااست که زمانی آدم حس مینماید تمامیت شخصیتیاش انذار گردیده، فعال میگردد. یکیاز اینها فرافکنی میباشد. در فرافکنی، شخص برای غلبه بر احساسات منفی نسبت به خودش، به فرارو گریز از حقیقت حفاظت میبرد و مسایل خودش را به دیگرافراد و اطراف محیط نسبت می دهد؛ از جمله درحالتی که خودش با کردار نامناسب موجب طلاق گردیده، تامل و تیتر مینماید کهاین طرف مقابل بوده که با رفتارهای بد سبب ساز جدایی شدهاست.
انسانها بعداز جدایی چه احساساتی داراهستند؟ اندوه و غصه یا این که ادب و راحتی؟
فورا پس از طلاق، برای بیشتر اشخاص، یک زمانی ناهم خوانی، دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید پیدا می گردد. تضادومغایرت از این جهت که شخصِ جداییگرفته، شک دارااست کاری که اجرا داده صحیح بوده و اینکه آیا میتوانسته شغل بهتری اجرا دهد یا این که خیر. دوگانگی عاطفی هم بدین ترتیب میباشد که شخص در عین حالا که از همسر دیرین بهترین مشاور ازدواج مشهد خوشش نمیآید، همزمان نسبت به وی حس مثبتی هم دارااست؛ زیرا ممکن میباشد برخی از جنبههای وجود اورا که در قبل دوست داشته، هنوز هم دوست داشته باشد. تغییرات خلقی شدید هم بدین شکل میباشد که بعضی وقت ها، شخص حس تاسف مینماید؛ زیرا فکرمیکند میتوانسته خوب اخلاق و رفتار نماید، یا این که حس رودربایستی در وی به وجود میاید؛ چرا که در یکیاز ارگان های اساسی اجتماعی که تزویج و تشکیل خانواده میباشد، ناکامی خورده میباشد. افسردگی هم درین زمانه خیلی شایع میباشد؛ زیرا شخص نمیداند چه وضعیتی معطل اوست. مجموعاَ در عصری بعداز جدایی، خشم و تاسف و عشق و علاقه و کینه دوزی در هم میآمیزند. اما ممکن میباشد برخی اوقات، شخص شم راحتی نماید؛ زیرا میپندارد دیگر فشارها آحاد گردیده؛ البته خوف از آتیی نامعلوم، این شم راحتی موقت را از در بین میبرد. درین زمانه، اشخاص با یاداوریهای مکرر پیشین و نظارت ارتباطی ازهمگسیختهی خودشان، در گیر مشکل تمرکز میشوند و نمیتوانند به هیچچیزی طبیعتا پندار نمایند. آن ها در مجموع با عاطفه ها سختیآور و منفی روبهرو می باشند ـ چه اشخاصی که خودشان مایل به طلاق بودهاند (مثل جدایی توافقی) و چه اشخاصی که مایل نبودهاند.
و چه چیزهایی این احساسات منفی را تشدید مینماید؟
مسایل اجتماعی، عرفی و رسمی؛ برای مثال موضوعات مالی که اکثر زمان ها پس از جدایی نیز زن و مرد را به هم مربوط مینماید و منجر تولید تنش می شود. این قضیه بهخصوص در مرز و بوم ما، بهعامل وجود مهریه خیلی متداول میباشد؛ زیرا مهریه در اولِ وصلت با این فرض گزینش میشود که قرار وجود ندارد هیچوقت پرداخت گردد، البته موقع جدایی مشخص و معلوم می گردد که مورد بدون شوخی میباشد. به همین ادله، برخی خانمها برای به چنگ آوردن مهریهشان از رویه رسمی وارد می شوند و برای مثال همسرشان را به زندان میاندازند و خلاصه کشمکشهایی ساختوساز میگردد که به ایرادات طلاق اضافه مینماید، یا این که از جمله قضیه حفظ از فرزندان- در حالتیکه فرزندی وجود داشته باشد- معمولا دردسرساز میباشد. از طرف دیگر، اشخاص پس از طلاق ناچار میگردند برای جداییشان قصه ابتکار عمل نمایند تا هم خودشان و هم اطرافیانشان را قانع نمایند. ولی به عبارتیطور که میدانید، چیزی به اسم سازوکارهای دفاعی کم عقل وجود دارااست که هنگامی بشر شم مینماید تمامیت شخصیتیاش ارعاب گردیده، فعال میشود. یک کدام از اینها فرافکنی میباشد. در فرافکنی، شخص برای غلبه بر احساسات منفی نسبت به خودش، به فرار و گریز از حقیقت هواخواهی میبرد و مسایل خودش را به سایر افراد و فضا گوشه و کنار نسبت می دهد؛ به عنوان مثال در صورتی خودش با اخلاق و رفتار نامناسب موجب طلاق گردیده، پندار و تیتر مینماید کهاین طرف مقابل بوده که با رفتارهای بد سبب ساز جدایی گردیدهاست.
آیا دراین زمان احتمال داراست که شخص به ممکن میباشد بعضا از جنبههای وجود اورا که در پیشین دوست داشته، هنوز هم دوست داشته باشد. تغییرات خلقی شدید هم بهاین شکل میباشد که گه گاه، شخص شم تاسف مینماید؛ زیرا فکرمیکند میتوانسته عالی خوی نماید، یا این که شم رودربایسی در وی به وجود می آید؛ چرا که در یکیاز سازمانهای اساسی اجتماعی که تزویج و تشکیل خانواده میباشد، باخت خورده میباشد. افسردگی هم درین روزگار خیلی شایع میباشد؛ زیرا شخص نمیداند چه وضعیتی معطل اوست. در کل در زمانی بعداز جدایی، خشم و تاسف و علاقه و کینه توزی در هم میآمیزند. اما ممکن میباشد گاهی اوقات، شخص حس راحتی نماید؛ زیرا می پندارد دیگر فشارها کل گردیده؛ البته خوف از بعدیی نامعلوم، این حس راحتی موقت را از دربین میبرد. دراین زمان، اشخاص با تذکرهای مکرر قبل و تحقیق ارتباطی ازهمگسیختهی خودشان، مبتلا نقص تمرکز می گردند و نمیتوانند به هیچچیزی طبیعتا اندیشه نمایند. آنان به صورت کلی با عاطفه ها سختیآور و منفی روبهرو میباشند ـ چه عده ای که خودشان مایل به طلاق بودهاند (مثل جدایی توافقی) و چه افرادی که مایل نبودهاند.
چه چیزهایی این احساسات منفی را تشدید مینماید؟
مسایل اجتماعی، عرفی و رسمی؛ به عنوان مثال موضوعات مالی که اکثر زمان ها بعداز جدایی نیز زن و مرد را به هم مربوط مینماید و سبب ساز تولید تنش میشود. این قضیه بهخصوص در میهن ما، بهاستدلال وجود مهریه خیلی متداول میباشد؛ زیرا مهریه در اولِ تزویج با این فرض انتخاب می گردد که قرار وجود ندارد هیچوقت پرداخت خواهد شد، ولی موقع جدایی معین میگردد که موضوع دورازشوخی میباشد. به همین ادله، برخی خانمها برای دریافت کردن مهریهشان از راه و روش رسمی وارد میشوند و از جمله همسرشان را به زندان میاندازند و خلاصه کشمکشهایی تولید میگردد که به خطاها طلاق اضافه مینماید، یا این که از جمله زمینه حفظ از فرزندان- درصورتیکه فرزندی وجود داشته باشد- معمولا دردسرساز میباشد. از طرف دیگر، اشخاص بعداز طلاق بدون چاره میگردند برای جداییشان روایت نوآوری نمایند تا هم خودشان و هم اطرافیانشان را قانع نمایند. ولی به عبارتیطور که میدانید، چیزی به اسم سازوکارهای دفاعی کم عقل وجود دارااست که زمانی آدم حس مینماید تمامیت شخصیتیاش انذار گردیده، فعال میگردد. یکیاز اینها فرافکنی میباشد. در فرافکنی، شخص برای غلبه بر احساسات منفی نسبت به خودش، به فرارو گریز از حقیقت حفاظت میبرد و مسایل خودش را به دیگرافراد و اطراف محیط نسبت می دهد؛ از جمله درحالتی که خودش با کردار نامناسب موجب طلاق گردیده، تامل و تیتر مینماید کهاین طرف مقابل بوده که با رفتارهای بد سبب ساز جدایی شدهاست.

آزمایش مشورت کردن پیش از تزویج 55